تبليغاتX


چه قــدر دوست داشــتم تمام دلتنگــــي هاي اين روز ها را با كســــي تقسيـــم مـــي كردم ، و يا كســــي بـــود براي گــــوش دادن و درد دل كــردن ، بمـــاند كه آنقـــدر فاصله زيـــاد شـــده كـــه هرچه فرياد مي زنم گويا صدايم را نـــه تو مي شنـــوي و نه هيـــــچ كس ديگـــر

جادوی فکر نخودی
                      

همه از بهار می گن

اما تویی بهار من

امروز تولد تو

نیستی اما کنار من

روز تولد تورو با خاطراتت می گیرم

تو بزم این تنهایی ها از غم دوریت می میرم

شمعو خودم فوت می کنم

خودم برات دست می زنم

امروز یه آرزو دارم

فقط صداتو بشنوم

با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک فقط میخوام بهت بگم تولدت مبارک!

......................................................................................................

امروز تولد یکی از بهترین دوستامون بود... ولی افسوس که دیگر در بین ما نیست...

روحش شاد و یادش گرامی

و در ضمن وبلاگ ما هم ۲ ساله شد.! " نخودی تولد تو هم مبارک"




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 19:1 توسط :: یاسی ::

 

پرنده را به خاطر بسپار, پرواز تا ابد باقيست!

پرنده را به خاطر بسپار, شايد اين آواز, آهنگ طنین کوچ اوست...

پرنده را به خاطر بسپار, پرنده سهم چشمان توست از پرواز!

شايد همين فردا پريد و رفت و ديگرهرگز نيامد. شايد مرد! شايد سرما امانش نداد! شايد... شايد... شايد...

پرنده باور "درحال" زيستن است; زندگي در لحظه : بي سئوال, بي ترديد, بي اما...

پرنده سهم ماست از امروز. پرنده را به خاطر بسپار...




لينك ثابت نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 12:38 توسط :: یاسی ::

عشق يعني اين كه:هر اس.ام.اس بهت مي رسه،اميدواري اون باشه!

عشق يعني اين كه:براي هر كسي مي خواي اس.ام.اس بزني اشتباهي براي اون مي فرستي!

عشق يعني اين كه:دنبال يه موضوع مي گردي كه به اون اس.ام.اس بزني.

عشق يعني اين كه:دايم موبايلت رو چك مي كني،نكنه از اون اس.ام.اس رسيده باشه!

عشق يعني اين كه:همش فكر مي كني موبايلت داره تو جيبت مي لرزه ولي وقتي نگاه مي كني مي بيني خبري نيست!

عشق يعني اين كه:شب هايي كه اس.ام.اس ها نمي رسن،واقعا اعصابت خرد مي شه!

عشق يعني اين كه:يك اس.ام.اس رو هم به خط همراه اولش مي فرستي،هم به خط ايرانسل،هم به خط تاليا و هم به...

عشق يعني اين كه:هر وقت يك اس.ام.اس دير مي رسه،چند بار ديگهsendمي كني،شايد اونا زودتر برسن!

عشق يعني اين كه:پشت سر هم به اون تك مي زني تا اس.ام.اس ها برسن.

عشق يعني اين كه:گاهي وقت ها كه واقعا هيچ حرفي براي گفتن نداري،اس.ام.اس خالي مي فرستي تا بفهمه به يادش هستي!

عشق يعني اين كه:هر جايي كه يك جمله عاشقانه يا زيبا ديدي،سريع براي اون اس.ام.اس مي كني.

عشق يعي اين كه:قبض موبايلت فقط مخابرات رو خوشحال مي كنه!!!

عشق يعني اين كه:دو هزار اس.ام.اس در ماه!

عشق يعني :بيماري اي كه همه مي گن دچارش شدي.

عشق يعني :اعتيادي كه همه ميگن به اس.ام.اس زدن پيدا كردي!

عشق يعني:آخر شعر هاي اين و اون اسم خودت رو مي نويسي تا به اون بگي كه چقدر عاشقشي!

عشق يعني

عشق یعنی:

 

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 23:10 توسط :: نجمه ::

                             

یک مشت پروانه
تمام سهم کودکی تنها
از پرسه های نيمروزی روزهای گرم تابستان.

مشتی عرق کرده
پر از پروانه های کوچک بنفش
که می ميرند
بی نشان از ظرافت
بی نشان از زیبایی
با بالهای چروکیده و نمناک.

و کودکی که می دود
در پی شکار پروانه ای دیگر.


شاید زیبایی
همان لحظه کوتاهی باشد
که وسوسه خواستن
در مشتی عرق کرده گرفتار می شود.

شاید تمام سهم کوچک ما از زیبایی
تنها " نظاره " پرواز سبکبال پروانه هاست.

تصویری که در ذهنی حک میشود.
و پروانه ای که می رود.
می رود تا سهم کودکی دیگر باشد.
- تمام سهم کوچک او از زیبایی -





لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 22:32 توسط :: یاسی ::

من اين حرفها رو قبول ندارم كه "بايد به همه مردم به يك چشم نگاه

 كنيم.بايد از هيچ كس توقع نداشته باشيم .بايد...و بايد..."

به نظر من ما بايد به ديگران با احترام و مهرباني برخورد كنيم .اما بايد با

 افرادي كه خيلي دوستمان دارند يا خيلي دوستشان داريم ،به شيوه اي

 متفاوت رفتار كنيم .البته اين تفاوت در رفتار بايد طوري باشد كه فقط

 خودمان و شخص مورد نظرمان آن را تشخيص دهيم.

به نظر من ما بايد از افرادي كه خيلي دوستشان داريم ،توقع داشته باشيم !

(كجاي حرف من نادرست است؟؟؟)ما آدم هستيم و آدم هم توقع دارد .من

 قبول دارم كه از همه نبايد توقع داشته باشيم .من مي پذيرم كه بايد در اين

 زمينه سطح توقعاتمان را پايين بياوريم.اما اين قانون را در رابطه با عزيزترين

 افراد زندگيمان،قبول ندارم.قبول ندارم و...قبول ندارم




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 23:28 توسط :: نجمه ::

يادمان باشد اگر بر فراز دل مان پرواز نكنيم،وسعت مهرورزي را باور نخواهيم كرد و زماني كه گذشته را رها نمي كنيم،خود را به آغوش سرد تكرار مي سپاريم.اگر نگاه مهرباني نداشته باشيم،ناچار نهال تنهايي مان را با ريزش اشك هايمان آبياري كنيم و اين درد پنهاني را با آسيب هاي آشكاري كه به ديگران وارد مي كنيم ،توجيه كنيم.و هنگامي كه صادق نيستيم و هم چنان به افتخار باورهاي نادرست خود را تشويق مي كنيم،عرياني تنهايي خويش را با تن پوش غرور و تكبر به روح خويش تحميل مي كنيم.يادمان باشد استفاده از فرصت ها،دلي نترس و قلبي عاشق مي خواهد و نتيجه اين آزمون رشد و سرآغازي نو خواهد بود كه در جست و جوي آن فقط به مسير خود چشم دوختيم و نه به راه ديگران...باقي ماندن در دام رفتارهاي ناخوشايند را با گام هاي تندي كه از كنارت بي اعتنا و بي مهر مي گذرند،بشناس....اگر قلبت را نگشايي،اگر سكوت را به كلام مهرآميز،و سكون را به حركت در راه عشق ترجيح دهي،روهايت را در گذشته جا خواهي گذاشت و روا نيست كه آرزوهاي تو،با آه و افسوس دم ساز شوند.

رها شو...




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 23:26 توسط :: نجمه ::

در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت: غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی هایت را درون جعبه طلایی.به حرف خدا گوش کردم.شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها گذاشتم. جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد و جعبه سیاه روز به روز سبک تر.!!

از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را دریابم.دیدم که ته جعبه سوراخ است و غصه هایم از آن بیرون می ریزد.!سوراخ جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم:در شگفتم که غصه های من کجا هستند؟خدا با لبخندی دلنشین گفت:ای بنده من!همه آنها نزد من٬ اینجا هستند.

پرسیدم پروردگارا!چرا این جعبه ها را به من دادی؟چرا ته جعبه سیاه سوراخ بود ؟گفت:ای بنده من!جعبه طلایی را به تو دادم تا نعمت های خود را بشماری و جعبه سیاه را برای اینکه غم هایت را دور بریزی...!!



لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:25 توسط :: یاسی ::

دارم در ذهنم-شلوغ ترين مكان دنيا!حتي شلوغ تر از نيويورك و تهران و...يك آرمان شهر خوش رنگ ترسيم مي كنم .همه چيزش شبيه شهر هاي خودمان است به جز آلودگي صوتي و محيطي اش،به جز آدم هاي چند هزار چهره اش و به جز دوستي هايي كه فقط نام شان دوستي است!دارم آرمان شهرم را ترسيم مي كنم ،جايي كه فقط وفقط متعلق به خودم است و اگر-...اگر دلم بخواهد افرادي را كه دوست دارم به آن راه مي دهم.دوستي هاي شهر ساخته ذهنم خيلي خيلي زيباست:من و چند تا ساكن تازه وارد به اين جا،فقط به منافع شخصي خودمان فكر نمي كنيم هزارتا دروغ رديف نمي كنيم تا حرف مان را به كرسي بنشانيم.در روي همديگر نمي خنديم و چاپلوسي هم نمي كنيم تا بعد راحت تر از آب خوردن پشت سر دوست چند دقيقه پيش مان حرف بزنيم.اجازه نمي دهيم كه لبخند بدرنگ تظاهر روي صورت مان جا خوش كند.نان و نمك دوستي براي مان مهم است،مهم تر از اين كه خودمان و دوستي مان را به باد فراموشي بسپاريم و هر چه دل مان خواست به يكديگر تهمت ببنديم.در دنياي من،هيچ آدم بزدلي وجود ندارد كه بخواهد از ترس روبه رو شدن با ديگران با در صحبت كند كه ديواري كه وجود ندارد،بشنود.به نظر من خدا به انسان ها جرات داده كه رو در روي هم صحبت كنند نه اين كه...چه چيز خوبي است شرافت نفس!چه چيز خوبي است!

من دلم مي خواهد خودم و ساكن شهرم تا هميشه دنيا در اين مكان مقدس زندگي كنيم،تا هميشه دنيا. 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:58 توسط :: نجمه ::

بررسي كارشناسان آلماني نشان مي دهد كه متاسفانه مردان بيشتر از زنان دروغ مي گويند.!

بر اساس تحقيقات بيش از 60 درصد مردان در سخنان خود اغراق مي كنند. و اصرار دارند اصلاح كردن گفتار كار درستي نيست، در حالي كه اين آمار در مورد زنان تنها 21 درصد است.

در اين تحقيقات آمده است ،مردان بسيار راحت تر از زنان دروغ مي گويند و تنها 30 درصد آنها شجاعانه به دروغ هاي خود اعتراف مي كنند.بسياري از مردان حتي پس از رو شدن دروغ هايشان احساس شرم و خجالت هم نكرده و يك چهارم از آنها از برملا شدن دروغ هايشان ابايي ندارند.!




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 23:29 توسط :: یاسی ::

 

آيا آقايون بيشتر دروغ ميگن يا خانوما ؟!!!




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:27 توسط :: یاسی ::