|
ღ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 23:24 توسط یـــاسی |
ღ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 10:36 توسط یـــاسی |
من دلم ميخواهد ، خانه ای داشته باشم از آب که در آن حرکت اميد نمايان باشد درپس ديوارش ، نشود کـبر و ريا پنهان کرد قدِ هر ديوارش ،برسد تا قدِ دروازه شهر خورشيد و حريفش نشود، سيل بی معرفتی های زمان ღ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1385 1:2 توسط نجمه |
يادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بربخورد نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را يادم باشد كه روز و روزگار خوش است و تنها دل ما دل نيست يادم باشد جواب كين را با كمتر از مهر و جواب دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم يادم باشد در برابر فريادها سكوت كنم و براي سياهي ها نور بپاشم يادم باشد از چشمه درس خروش بگيرم و از آسمان درس پاك زيستن يادم باشد سنگ خيلي تنهاست ... يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام ..... نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان یادم باشد زندگی را دوست دارم. ღ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1385 23:21 توسط یـــاسی |
گاهی اوقات دل انسان نیاز به آرامشی دارد که این آرامش جز در جوار محبوب میسر نمیشود ، از محبوب میتوان تعبیرات مختلفی داشت : محبوب یعنی یک همدم ، یک همزبان ، شخصی که دوستش داشته باشی و به او عشق بورزی و او نیز تو را دوست بدارد . محبوب میتواند یک دوست باشد یکی از دوستان صمیمی یا شخصی از جنس مخالف . همدم کسی است که در غمها و گرفتاریها بتوان بعد از خدا به او پناه برد و در همه ی لحظات او را در کنار خود احساس کرد . همراه کسیست که در تمام مراحل زندگی قدم به قدم و سایه به سایه در کنار تو گام بردارد . و اما همزبان ... منظور از همزبان کیست ؟ مطمئناً او کسی نیست که فقط با زبان مادری تو آشنایی داشته باشد . همزبان کسی است که با دل تو آشنا باشد ، حرف دلت را بفهمد و درک کند و تو بتوانی به راحتی و بدون دغدغه ی خاطر با او سخن بگویی و پرده از رمزو راز زندگی خود در برابر او برداری ، و سفره ی دلت را در مقابل او بگسترانی و بتوانی به او اعتماد کنی . ღ نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد 1385 23:3 توسط یـــاسی |
ღ نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد 1385 0:34 توسط نجمه |
دقایقی تو زندگی هستن که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که میخوای اونو از رویات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی . رویایی رو ببین که میخوای ، جایی برو که دوست داری ، چیزی باش که میخوای باشی چون فقط یه جون داری و یک شانس برای اینکه هر چی دوست داری انجام بدی . آرزو میکنم به اندازه کافی شادی داشته باشی تا خوش باشی ، به اندازه ی کافی بکوشی تا قوی باشی ، به اندازه ی کافی اندوه داشته باشی تا یک انسان باقی بمونی و به اندازه ی کافی امید تا خوشحال بمونی . همیشه خودتو جای دیگران بذاراگر حس میکنی چیزی ناراحتت میکنه احتمالاً دیگران رو هم آزار میده ، شادترین افراد لزوماً بهترین چیزها رو ندارن اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو میبرن ، شادی برای اونایی که گریه میکنن و یا صدمه میبینن زنده است ، برای اونایی که دنبالش میگردن و اونایی که امتحانش کردن ، چون فقط اینها هستن که لذت حقیقی تو زندگیشون میفهمن . پس شاد باشین ღ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 10:4 توسط یـــاسی |
سلام دوستان. این شعر رو یکی از دوستای خواهرم مرضیه سال 79 با یه کمی بیش از اندازه دست کاری به اصطلاح سروده . خداییش زیادی توی ریاضیات غرق شده بودن و انگاری عشق انتگرال بودن. انتگرال را باید فهمید انتگرال چیزی نیست که از یاد من و مرضیه برود انتگرال بال و پری دارد با وسعت مرگ پرشی دارد به اندازه ی افتادن انتگرال حس غریبی ست که من و مرضیه داریم هر کجا هستم باشم انتگرال مال منست لگاریتم ها و آرک ها و مشتق ها مال منست انتگرال تنها نیست سینوس هست کسینوس هست آری تا انتگرال هست زندگی باید کرد ღ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385 0:26 توسط نجمه |
ما گمان میکنیم برای بزرگ شدن باید مستقل باشیم و به کسی نیاز نداشته باشیم ، برای همین هم هست که همگی داریم از تنهایی میمیریم ، چقدر عالی است که انسان بداند به وجودش نیاز دارند! و چقدر با شکوه است که انسان به دیگران احتیاج داشته باشد و بتواند به کسی بگوید :«به تو نیاز دارم» گرفتاری موقعی است که زندگی ما همینطور سرسری بگذرد. گرانبهاترین تجربه های ما در زندگی مربوط به زمانهایی هستند که زندگی ما به یکدیگر پیوند میخورد و دو انسان میتوانند با یکدیگر ارتباط بر قرار کنند . تنها چیزی که دارید خودتان هستید ، پس خودتان را زیبا ترین ، لطیف ترین ، جالب ترین و عالی ترین آدم دنیا کنید تا همیشه جاودان بمانید . وقتی به اهمیت« من» پی بردیم ، به خود احترام میگذاریم ، به خود عشق میورزیم آن وقت میتوانیم این عشق را به دیگری هم ببخشیم . نه حقیرم ، نه ممتاز ! شاید عالی و بی نظیر نباشم ولی حضور دارم . ღ نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد 1385 22:17 توسط یـــاسی |
زندگی بدون دوستی .... زندگی بدون دوستی .... زندگی بدون دوستی ....
ღ نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد 1385 0:16 توسط نجمه |
|