تبليغاتX
..:: واژه هـــای خیــــــس ::..

..:: واژه هـــای خیــــــس ::..

 home to

یک دعای متفاوت 

 

 

 ای خدای بزرگ (پدر آسمانی) ، کمکمان کن تا به خاطر بیاوریم

آن کسی که دیشب در خیابان راه ما را بست ، مادر تنهایی بود که

ان روز بعد از نه ساعت کار می راند که با عجله به طرف خانه اش

برود تا شام درست کند ، به درس بچه ها برسد ،

رخت ها را بشوید و چند دقیقه ی با ارزش را کنار فرزندانش بگذراند.

 

Heavenly father , Help us remember that the jerk who cut

Us off in traffic last night was a single mother who worked

Nine hours that day and is rushing home to cook dinner,

Help whit homework , do the laundry and spend a few

Precious moments with her children.

 

 کمکمان کن تا به خاطر بیاوریم آن مرد جوان ژنده پوش و بی تفاوتی

که تنش را خا لکوبی کرده و بدن اینکه هیچ تغییر مثبتی در زندگی اش بدهد،

شاگرد مدرسه ی مضطرب نوزدهساله ای بود که همه ی حواسش در پی

امتحانات نهایی اش بود و میترسید نتواند برای ترم بعد وام (تحصیلی)

بگیرد و مخارج تحصیلاتش را بپردازد.

 

Help us to remember that the pierced , tattooed,

Disinterested young man who can 't make change

Correctly is a worred 19-year-old college student,

Balancing his apprehension over final exam whit his

Fear of not getting his student loans for next semester.

 

خدایا به یادمان بیاورآن آدم بی تفاوتی که هر روز در یک گوشه نشسته

و گدایی میکند (در حالی که باید کار کند!) اسیر اعتیادی است که ما

فقط میتوانیم آن را در وحشتناک ترین کابوسهای شبانه مان ببینیم.

 

Remind us , Lord ,that the scary looking bum ,

Beggin for money in the same spot every day

(who really ought to get a job!) is a slave to

Addictions that we can only imagine in our worst

Nightmares.

 

کمکمان کن تا به خاطر بیاوریم آن زوج پیری که آهسته و با زحمت

در راهروی فروشگاه ( ضمن سد کرد راه دیگران) قدمی میزنند و

از لحظات خود بهترین استفاده را می برند (اگرچه نتیجه ی آزمایش های

هفته ی قبل زن نشانگر این بود که آخرین سال خرید مشترک آن دو خواهد بود

میخواهند که این لحظه های آخر را با هم مزمزه کنند)

 

Help us to remember that the old couple walking

Annoyingly slow throught the stor aisles and blocking

Oure shopping progress are savoring this moment ,

Knowing that based on the biopsy report she got back

Last week, this will be the last year that they go shopping

Together.

 

ای خدای بزرگ ( پدر آسمانی ) هر روز به یادمان بیاور که از میان همه ی

نعمت هایی که به ما ارزانی داشته ای ، بالاترین آن محبت است،

اگر چه کافی نیست که به عزیزانمان محبت کنیم.

خدایا دلهامان را بگشا ، نه فقط به روی نزدیکانمان ، بلکه به روی همه ی انسانها.

 

Heavenly father, remind us each day that, of all the gifts

You give us, the greatest gift is love. It is not enough to

Share that love whit those we hold dear. Open oure hearts

Not to just those who are close to us, but to all humanity.

 

یاری مان کن تا دیر قضاوت کنیم و زود ببخشیم .

یاری مان کن تا شکیبایی ، همدلی و مهربانی کنیم .

 

Let us be slow to judge and quick to forgive ,

Show patience , empathy and love !

 

     The End

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 2:15 توسط یـــاسی |


سلام سال نو مبارک . امیدوارم که عیدی حسابی بهتون خوش گذشته باشه ، ببخشید بنده یه مدتی نبودم و نتونستم بهتون سر بزنم . این یه ماه اصلا نتونستم بیام فقط یکی دو دفعه اومدم و نظرات رو چک کردم دیگه بیشتر نتونستم بیام . دلم واسه همتون تنگ شده بود امیدوارم که حال همتون خوب خوب باشه .

 

عیدی توی یه برنامه تو ماهواره دیدم که از هنرمندا سوال میکردن که بهترین خاطره ی شما تو سال 85 چی بوده ؟؟ یا اینکه تو سال 85 چی یاد گرفتین و کلا چه جور سالی براتون بوده ؟؟؟ میخواستم شماها بیاین و توی نظرات بگین که سال 85 چه اتفاق جالبی براتون افتاده ؟ یا اینکه تو سالی که گذشت چیا یاد گرفتین ؟؟      

سال 85 برای خود من تقریبا میشه گفت سال بدی نبود خوب بود خاطرات خوبی هم دارم ولی بهترینشو یادم نیست ولی چیزای زیادی یاد گرفتم اینکه میشه مهربون تر بود ، بخشنده تر بود،  صبور تر بود و خیلی چیزای دیگه و اینکه میشه بیشتر به زندگی امیدوار بود و از تمام فرصتها به نحو احسن استفاده کرد و خدا رو بابت همه ی چیزهایی که داده شکر کرد و بابت مشکلاتی هم که خدا سر راه ادم قرار میده نباید زیاد ناراحت شد و غصه خورد چون مطمئن باشین که هیچ کار خدا بی حکمت نیست و حتما مصلحتی در کار بوده و  به هر حال باید صبور بود و با مشکلات جنگید . ( چه خنده داره اینا رو من دارم میگماااااااا) اخه بنده همیشه ایه یأس میخونم و همش میگم اخه چرا؟  چرا اینجوری شد ؟ نباید اینجور میشد! چرا من ؟ خدایا چرا این کا رو کردی ؟........ و از  قبیل این حرفا .... واسه همین میگم باید صبور بود دنیا همیشه یه جور نمیمونه باید تلاش کنی تا به هدفت برسی بالاخره یه روزی همه چی درست میشه .! به هر حال از این به بعد میخوام از همه ی چیزهایی که یاد گرفتم استفاده کنم و صبـــــــــــور باشم . شما هم سعی کنین از همه ی چیزهایی که یاد گرفتین تو زندگیتون به کار ببرین . خوب دیگه زیادی پر حرفی کردم مراقب خودتون باشیــــــــن فعلا بای بای....

 

       >>   باشی!Perfect >> سعی کن

 

  پس یادتون نره ها بهترین خاطره ی سال 85 ؟؟؟؟

 

 

                                                                                                                                                                                                                                                      

  

‌ 

 

نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386 11:15 توسط یـــاسی |


X

خدایا

به من آرامش ده تا بپذیرم

آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

به من دلیری ده

تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم

به من بینش ده

تا تفاوت این دو را بدانم

و مرا فهم ده

تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن

مطابق میل من رفتار کنند


صفحـه نخست
پست الکتـرونیـک



نوشتـه هــای پیشیــن

آبان 1388

مهر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385


نویسنــدگان

یـــاسی

نجمه


پیوندها

جادوی فکـر بزرگ
یه کلبه ای که غروب و موج دوستش دارن
***مهتا جون***
زندگى را هر گونه بنگرى زيباست !!
دلــــــــــکـــده
عشق من،منو صدا کن
دنیای سنگی
اشک غم
صــدای سـکــوت
حوض نقاشي
عروس آروزهاي من
ليلي جوون
درد دل های ناگفته
شب شکن
این نفس من بیده!!
یه نفر یه جایی تموم رویاهاش لبخند توست..!!
عاشقانها
دنيـــاي ان.ال.پي
سراي مهران
آزادي ايراني
ایتالیا و زبان ایتالیایی
ريحانه جون
دختر شيطون
داداش سيا
^^*فرشته جــون*^^
فقط برای تو گلم **سعـیـد**
*•.¸¸.•**دلنوشته بیصدا** •.¸¸.•*
♫ فــــــــــانوس تنهــــــــــا ♫
به رنـــگ صــــــدف
قــاصدکی در مـــــــرداب!!
...::***::ستاره های سربی::***::...
پری غمگین(افرودیس)
(-• سکوت کبود •-)
یک دنیــــآ...حرف ناگفــته..!!
رهــــایی و عشـــــــق
خاطرات قاصدک
پــــــــــــری هاااااااااا
هیـچ گـــاه
"زیـــر نــور مــــــــاه"


    تعداد بازديدها: