تبليغاتX
..:: واژه هـــای خیــــــس ::..

..:: واژه هـــای خیــــــس ::..

نگاه میکنم ، به این همه خطوط لغزیده بر بوم که گویا زنده اند ، رنگ رنگ ، ضد هم و شبیه به هم ، چه زیبا کنار یکدیگر گره خورده اند.

قرمز پر حرارت ، چه زیبا سکوت رنگ مشکی را در بر گرفته ، و صورتی آرام ، چه با وقار کنار خشم قهوه ای نشسته است. دنیایی دارند این رنگ ها و این نقش ها.

دسته دسته گل ها مرا می برند تا باغ بهار نارنج ، بوی نارنج ، بوی علف خیس از باران بهار ....

موج موج رنگ آبی ، چه آرامشی به من می دهد . آن چنان آرام که می خواهم با دستانم رطوبت ساحل را حس کنم.

سبز، سبزه زاران دشت های کودکی است . و زرد تند ، خورشید پر از حرارت است.

ظهر تابستان ،عطش، عطش آب بعد از کلی دویدن ، خیس شدن و به دنبال صدف ها گشتن.تابلو ها مرا می برند و بر می گردانند، چه حسی دارد این تابلو ، نگاهی پراز انتظار، به انتهای باور تنهایی رسیده است... دلم میگیرد و باز انتظار.

تابلوی مادری به نماز،نور سبز، دشت ، سجاده و به قول سهراب : من مسلمانم قبله ام یک گل سرخ ، جا نمازم چشمه ، مهرم نور.

تابلوی کوچه ، خانه قدیمی با کوبه های چوبی . بوی کاهگل ، کوچه به کوچه. آن که تنها ایستاده شاید به دنبال بلدی است همچون "عطار" تا شاید او را از اندرون یک کوچه برهاند، تا به شهر عشق برسند .

تابلوی قوری گل سرخی بند زده شده ، نکند چینی نازک تنهایی ام باشد . تنهایی من ، تنهایی تو وتنهایی او ... بندی باید زد ، تابلوی اتشی در دل کوه ، مرا می برد به خیال فصل سرد کوچ ، صدای نی و سکوت غار و تنهایی چوپان.

و دست های رو به دعا مرا می برد تا قرن ها پیش . حافظ ، حافظ شیراز ، شاید که به قول او : "دعای نیمه شب رفع صد بلا کند." که او بهترین شنوده دردهاست.

او می برد مرا به آنجا که روح آشفته آرام و قرار گیرد. قلبم از همه دردها و رنج ها رهایی یابد. دیگر چشم هایم کودکی را خسته و رها در سرما نبینند... نه اشکی ... نه آهی ... نه حسرتی و نه دردی.

اما هر چه گشتم آن تابلو را ندیدم ..!! چه کسی آن را خواهد کشید ...؟!

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 1:36 توسط یـــاسی |


 

 

در عمیق ترین لایه های باور انسانهای روی کره زمین ،یک باور تکان دهنده هست که همه را تحت تاثیر قرار می دهد،آن باور بزرگ این است که:اگر روزی رسید که دیگر نوزادی متولد نشد،بدانید آن روز مرگ کاینات فرا رسیده است!در واقع هر نوزاد نشانه این است که خالق هستی هنوز از اصلاح انسانهای روی کره زمین ناامید نشده و محیط کاینات را هنوز برای تولد یک عضو جدید مناسب می بیند!

آیا از کنکور هراس داری؟نمی دانی چگونه به دیگران نه بگویی؟از چیزی خجالت می کشی؟وآیا هزاران مشکل سخت و مساله لاینحل مقابلت صف بسته است؟خوب قبل از این که کاری کنی،بد نیست مشورتی هم با نوزاد کوچکی که همین نزدیکی هاست داشته باشی!!می بینی همه مشکلات و سختیها به یک باره محو و ناپدید می شوند و یک دنیا امید و آرامش تمام زندگی تو را در بر می گیرد.دلیل آن خیلی ساده است!هر نوزادی که جواز ورود به دنیا را می گیرد،در واقع نشانه آن است که خالق کاینات به شاد

شدن دنیا امیدوار است.هر نوزاد نشانه امید است و برای همین هم دنیایی از امید و آرامش را برای اطرافیان خود به ارمغان می آورد.

تولدم مبارک

Click for Full Size View

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 23:27 توسط نجمه |


خيلي ها نمي دونن پاييز بهار عاشقاست

فصل پژمردن گل نيست،بهترين فصل خداست

اگه برگاش زرد و با يه نسيم رفتنيه

واسه اينه که مي گن،گريه با عشق ديدنيه

وقتي بارون مي باره خاطره ها تازه مي شن

رو زمين بر گ درختا زياد و بي اندازه مي شن

اينا اون برگاي سبزن که تو دست خزون بودن

مثل اون عشقايي که يه روزايي جوون بودن

خيلي ها نمي دونن پاييز چه فصل سرديه

دونه دونه برگاشم حکايت از يه درديه

بعضي ها تو زندگي رو عشقشون پا مي زارن

بعضي ها با عشقشون ادم و تنها مي زارن

اخرين برگا رو هم داره بازم باد مي بره

تو نزار دست خزون عشقت و از ياد ببره...

 

نوشته شده در شنبه یکم دی 1386 16:14 توسط یـــاسی |


X

خدایا

به من آرامش ده تا بپذیرم

آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

به من دلیری ده

تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم

به من بینش ده

تا تفاوت این دو را بدانم

و مرا فهم ده

تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن

مطابق میل من رفتار کنند


صفحـه نخست
پست الکتـرونیـک



نوشتـه هــای پیشیــن

آبان 1388

مهر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385


نویسنــدگان

یـــاسی

نجمه


پیوندها

جادوی فکـر بزرگ
یه کلبه ای که غروب و موج دوستش دارن
***مهتا جون***
زندگى را هر گونه بنگرى زيباست !!
دلــــــــــکـــده
عشق من،منو صدا کن
دنیای سنگی
اشک غم
صــدای سـکــوت
حوض نقاشي
عروس آروزهاي من
ليلي جوون
درد دل های ناگفته
شب شکن
این نفس من بیده!!
یه نفر یه جایی تموم رویاهاش لبخند توست..!!
عاشقانها
دنيـــاي ان.ال.پي
سراي مهران
آزادي ايراني
ایتالیا و زبان ایتالیایی
ريحانه جون
دختر شيطون
داداش سيا
^^*فرشته جــون*^^
فقط برای تو گلم **سعـیـد**
*•.¸¸.•**دلنوشته بیصدا** •.¸¸.•*
♫ فــــــــــانوس تنهــــــــــا ♫
به رنـــگ صــــــدف
قــاصدکی در مـــــــرداب!!
...::***::ستاره های سربی::***::...
پری غمگین(افرودیس)
(-• سکوت کبود •-)
یک دنیــــآ...حرف ناگفــته..!!
رهــــایی و عشـــــــق
خاطرات قاصدک
پــــــــــــری هاااااااااا
هیـچ گـــاه
"زیـــر نــور مــــــــاه"


    تعداد بازديدها: