|
نمیدونم این روزا چرا آدمها از همدیگه فرار میکنن..!! نمیدونم چرا انقدر نسبت به همدیگه بی تفاوت شدن.. چطور میتونن نگران غم و غصه ی دیگری نباشن..!! چطور انقدر راحت از کنار بعضی مسایل عبور میکنن..!! چقدر شناختن آدما سخته...چقدر دوستی ها بی ارزش شدن... چقدر خودخواهیم..! چقدر همه تنها شدن..!! چقدر دلها شکسته! چقدر زیادن آدمایی که خسته شدن از این زندگی..! چقدر زیادن آدمایی که بویی از انسانیت نبردن... کاش معنی انسانیت رو مفهمیدیم..!! کاش انقدر زود قضاوت نمیکردیم... کاش ارزش انسان رو میفمیدیم..کاش همه به این باور برسیم و بفهمیم که ارزش آدما به تیپ و سرمایه اشون نیست ، به زیبایی چهره اشون نیست ، به ظاهرشون نیست . به پاکی قلبه ، به اندازه محبت ، اراده ، توکل ... ارزش آدما به بزرگی دلشونه ! به استقامتشونه(اینو یه دوست خوب گفت.. اون زودتر از من به این باور رسید.!) ................................................................. پ.ن: امروز من بودم و آسمون و یه جاده... نفهمیدم این چند ساعت چطور گذشت... چقدر آسمون امروز مهربون وآروم بود کلی باهاش حرف زدم... کاش آدما هم همیشه به مهربونیه امروز آسمون بودن... درسته که آسمون هم گاهی اوقات خشمگین میشه و همیشه آبی و مهربون نیست درست مثل دیروز..! اما خوب.. امروز آسمون برای من یه رنگ دیگه بود... مهربون تر از همیشه.. ! *دلم واسه بارون تنگ شده... همون بارونی که یه شب با اومدنش کلی به من آرامش بخشید..! *کاش آسمون باز هم برای من بباره... درست مثل اونشب..! ღ نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387 23:21 توسط یـــاسی |
|